محمد تقي جعفري
27
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
او را تكذيب كنند ، حق دارد اظهار كند كه واقعاً نمايى از جهان حقيقى را كشف كرده است ، هر چند كه به چنين اظهارى هرگز تاييد مستقيم تعلق نگيرد . بىآن كه دچار غرور بىجا شويم ، بىگمان حق داريم از اين كه فيزيك توانسته است تصوير خود را از جهان به اين علو درجه در كيفيت تنظيم برساند به شگفت در آييم . البته هم خود فكر چنين تصويرى و هم خواست شناختن حقيقت ، مفاهيمى هستند از مكتب تحصلى بيگانه و در نظر اين مكتب پوچ و بىمعنى ، چه اگر درست است كه شيئى براى شناختن وجود ندارد ، پس وسيلهاى هم وجود ندارد كه طرح تصويرى رمزى از آن را بپردازد . پس وظيفهء فيزيك اين است كه بين جهان حقيقى و جهان ادراكهاى حسى از نو ارتباط متقابل هر چه نزديكترى بر قرار كند . اين ادراكها هستند كه مادهء اوليه را به دست مىدهند ، مادهء اوليهاى كه سپس بايد به تنظيم آن بپردازيم ، ضمن آن كه از ياد نمىبريم كه هر آن چه را كه مشروط به عوامل ناهمگن است بخصوص اعضاى حسى انسانى و ابزارهاى مورد استفاده را حذف كنيم . ( 1 ) 24 « اصل عليت كه تا بامروز پايه و شالودهء هر پژوهش علمى بوده ، بار ديگر محل ترديد و تامل واقع شده است ، آيا اين اصل آن چنان كه تا به اين روزگار پذيرفته شده براى هر پديدهء فيزيكى حتى تا آخرين ويژگيهايش ، بىهيچ استثنايى معتبر است يا اين كه چون به رويدادهاى جايگزين در دل اتم تطبيق شود ، ديگر فقط در مجموع ، ارزش و اعتبارى آمارى دارد ؟ نه نظريه و نه اندازه گيرىها به ما اجازه نمىدهند كه از همان اول قضيه را قطع و فصل كنيم ، تئوريسين فيزيك آزاد است كه با عليت استثنا ناپذير و زندهء ديناميك يا آن كه با عليت آمارى عمل كند ، چه - عنصر قطعى و تعيين كننده نتيجه ايست كه به آن خواهد رسيد . به اين منظور بايد از راه آزمايش ابتدا به يكى از دو نظر گاه به پيوندد ، تا بررسى كند كه به چه نتيجهاى خواهد رسيد . به همان طريق كه ما در آغاز اين فصل نتايجى را كه از مكتب تحصلى ناشى مىشوند
--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 37 تا 39 . .